به نقل از سایت خبری کومه کا ل : سی دی آواها و نغمه هایی از فرهنگ و تصوف هورامان ( شهر پاوه )
با نام " سیاچه مانه و ده رویشان " به بازار عرضه شد .
آلبوم منتشر شده با صدای دراویش تکیه ی خالصی پاوه در دهه های 50 و 60 هجری شمسی می باشد .
"سیاچه مانه و ده رویشان " با صدای ( زنده یاد درویش فراح فتاحی ، زنده یاد درویش نظیف عباس منش و زنده یاد درویش غفار نقشی ) می باشد که تهیه کنندگان این اثر آن را به مردم فهیم پاوه و هورامان تقدیم نموده اند .
آواهای سیاچه مانه و درویشان همراه با تصاویری از سماع دراویش تکیه خالصی می باشد که با تلاش و کوشش آقایان ( محمد آشنا عباس منش ، پیمان حسن زاده ، یاسر خالدی زاد ، شایان ربیعی و سوران سپنجی ) آماده شده شده است .

" در باب موسيقى كردستان "
![]() زكريا يوسفى متولد ۱۳۶۲ شهر پاوه ـ فارغ التحصيل رشته موسيقى از دانشگاه هنر سوره است. وى به عنوان نوازنده دف و همچنين سازهاى كوبه اى آثار فراوانى در داخل و خارج از ايران در قالب آلبوم، اجراى كنسرت ها، فعاليت هاى پژوهشى و تحقيقى داشته است. از جمله اين فعاليت ها مى توان به اجراى كنسرت در نخستين همايش بين المللى بزرگداشت مولانا در تركيه، اجراى كنسرت در فستيوال بين المللى كشور پرتغال، شركت در بزرگداشت بزرگترين خواننده عرب (محمد قبانچى) در عراق و ... اشاره كرد. يوسفى همچنين به عنوان نوازنده در آلبوم هاى متعددى از جمله: اجراى سازهاى كوبه اى در آلبوم تلفيقى اثر استاد احمد پژمان، اجراى نوازندگى سازهاى كوبه اى در آلبوم هاى كردى ناله شكينه و كونه هوار، ذوق پرواز و نوازندگى در چندين مجموعه مستند تلويزيونى از جمله مستند مولانا و چند آلبوم ديگر همكارى داشته است. او هم اكنون مدرس موسيقى در دانشگاه سوره است. پژوهشگرى در زمينه موسيقى كردستان و فعاليت در زمينه آوانگارى از فعاليت هاى ديگر اوست. گفت وگو با زكريا يوسفى را مى خوانيد.
* آقاى يوسفى در ابتدا بفرماييد موسيقى را چگونه آغاز كرديد عشق و علاقه من به دنياى هنر و موسيقى به دوران كودكى و ارتباط من با گروه هاى موسيقى كردستان برمى گردد كه اين ارتباط توسط پدر و خانواده پدرى ام ايجاد شد. همچنين حمايت ها و تشويق ها و لطف هاى هميشگى مادرم از شروع فعاليت هاى هنرى ام تا به حال بيشترين عامل موفقيت و ترقى و ايجاد انرژى در من بوده است. در اين راستا با شروع فعاليت جدى آموزش موسيقى به صورت علمى و تلفيق و پيوند آموخته هاى قبلى ام در زمينه نوازندگى ساز دف در مكتب عرفان با دنياى هنر، خدمت استادان بيژن كامكار، ارژنگ كامكار، هوشنگ كامكار و جمشيد عندليبى رسيدم و در جهت ارتقاى هرچه بيشتر توان علمى و عملى خود در موسيقى از محضر اين بزرگواران ساليان متمادى بهره مند شدم. از زمان ورودم به دانشگاه روند هنرى متفاوتى با توجه به ارتباطات جديدم با ديگر اساتيد دانشگاهى و نوازندگان و هم دوره اى هايم ايجاد شد كه بسيار در موفقيت بعضى از اهداف و برنامه هايم مؤثر بود. * به نظر شما دليل تأثيرگذارى ساز دف روى شنونده چيست و شما در اين مورد تا چه حدى موفق بوديد ببينيد، سازهاى كوبه اى و پوستى و بالاخص ساز دف به علت ساختار فيزيكى و خاصيت صدادهى آن و همچنين نوع به كارگيرى حركت دست ها و تلفيق اين حركات و اجراى اين فيگورهاى ريتميك ساده و روان به صورت دورى زمينه يك نوع فضاى كاملاً خاص را براى مخاطب و شنونده ايجاد كرده و رابطه خاصى را بين اين ساز و شنونده برقرار مى كند كه قطعاً نوازنده اين ساز با توانايى ها و تبحر نوازندگى و مخصوصاً تكنيك هاى ريتميكى كه به كار مى گيرد بايد با توجه به جايگاه اين ساز در عرفان و هنر آنچنان نواختن آن را با درون خود آميخته كند و بنوازد كه آن تأثير مثبت و روحانى را روى مخاطب خود بگذارد، كه ناگفته نماند ساز دف بيشترين تأثير را روى يكى از اصلى ترين چاكراهاى بدن انسان دارد و در اين راستا بنده با توجه به علاقه و ارادتم به مكتب عرفان و عشق ورزيدنم به عالم هنر و موسيقى سعى در تلفيق و به كارگيرى صحيح اين دو مقوله در كنار هم را داشته ام. * چه چيزى باعث شده كه ساز دف در موسيقى كردستان نقش ويژه اى داشته باشد موسيقى كردى به علت تنوع ريتم ها و حالت هاى مختلف ريتميك با اكسنت هاى نامتعارف و فيگورهاى خاص خود به نوعى خود را متمايز و متفاوت از موسيقى اقوام و ملل ديگر كرده است و نيز با توجه به متنوع بودن ملودى ها و مقام ها و فواصل گوناگون موسيقايى و همچنين فرم هاى آوازى متعدد و تحريرهاى بسيار پيچيده اين امكان را به موسيقى كردى داده است كه سبك ها و فرم هاى مختلف موسيقايى را از جمله: حماسى، بزمى و رزمى، عرفانى و مذهبى، شاد و عروسى، عزادارى، رنج و كار را به خود اختصاص دهد و براى هركدام از اين مناسبات ملودى ها و موسيقى ويژه خود را داشته باشد و در اين ميان ساز دف با توجه به توانايى ها و نوع استفاده از صدادهى اين ساز و تركيب آن با هر كدام از اين سبك هاى موسيقى جايگاه خاصى را در موسيقى كردى داراست، زيرا با رنگ و جنس صداى زيباى خود و حجمى كه به اركستر مى دهد تأثيرگذارى آن موسيقى را چندين برابر مى كند. * لطفاً درباره زبان و گويش هاى كردى و ارتباط آن با موسيقى بومى كرد توضيح بدهيد. اقوام كرد بازماندگان و ميراث داران اصلى قوم ماد هستند و فرهنگ و هنرى را كه ما امروزه شاهد آن هستيم از هزاران سال پيش نسل به نسل تا به امروز به ما رسيده است و با توجه به جريانات و تحولات فرهنگى، تاريخى، اجتماعى و همچنين كوچ كردن و حضور اكراد در مناطق مختلف جغرافيايى باعث شده كه زبان كردى داراى لهجه ها و گويش هاى گوناگونى باشد كه باعث ايجاد تنوع زيادى نيز در موسيقى كردى گرديده است يعنى هركدام از اقوام كرد با لهجه هاى اورامى، سورانى، بادينانى، كلهرى، مكريانى، جافى، اردلانى، ايزدى، قوچانى و گورانى موسيقى سازى و آوازى خاص خود را دارند كه اين حالت و قدرت در موسيقى را كمتر در بين اقوام و مناطق ديگر مى بينيم، آن هم با اين همه گستردگى و تعريف شده. موسيقى كردى از سال هاى بسيار كهن بوده و با مردم عجين شده و مردم آن زمان بدون آن كه نتى بدانند و موسيقى را از لحاظ ريتم و غيره بلد باشند، بسيار درست آن را اجرا مى كردند. موسيقى كردى با فرهنگ و ادب و شعر كردى تداوم دارد و با آنها منطبق است و فرم هاى شعر كردى هدايت كننده فرم موسيقى كردى است، اين است كه ملودى يك شكل معين دارد. * در سال هاى گذشته چه كسانى بيشترين خدمت را در جهت گسترش موسيقى كردى داشته اند بزرگان و اساتيدى همچون مرحوم حسن كامكار، مرحوم مجتبى ميرزاده، حسن يوسف زمانى، مظهر خالقى و برادران هنرمند كامكار خدمات ارزنده و شايانى را در اين چند دهه اخير هم در جهت پرورش شاگردان نمونه و برجسته، هم در زمينه خلق آثار ماندگار و بى نظير در موسيقى ايرانى و كردى، هم در عرصه بهترين و تكنيكى ترين فرم هاى نوازندگى و ارائه آثار ضبط شده و ثبت شده به فرهنگ و موسيقى ملى ايران و كردستان عرضه نمودند و در اين دو دهه اخير مخصوصاً در جهت شناساندن و معرفى بيشتر موسيقى كردى به جهان و حضور در بزرگ ترين فستيوال هاى بين المللى گروه كامكارها زحمات و خدمات قابل ستايشى را به موسيقى كردى ارائه كردند. * در سفر اخيرى كه به سليمانيه عراق داشتيد و عليرضا قربانى هم همراهتان بود، چه برنامه هايى را دنبال كرديد در سفر اخيرى كه به دعوت مسئولين و مديران شبكه هاى كردستان با عليرضا قربانى به سليمانيه داشتيم، با توجه به اهدافى كه نسبت به اين سفر در نظر گرفته شده بود برنامه هاى خاصى را تدارك ديده بودند كه در طول فعاليت چند ساله اين شبكه ها متفاوت بود و از ديگر برنامه هايى كه بسيار براى همگى غيرمنتظره و جالب بود خواندن چند ملودى و آهنگ كردى توسط او بود كه بسيار توانمند و مسلط آن را اجرا كرد، چون قبلاً روى لهجه كردى و فونوتيك و شيوه خواندن و نوشتن زبان كردى با هم تمرين كرده بوديم كار را خوب آماده كردند و آن قطعات را با گروه موسيقى كردى سليمانيه اجرا كرديم كه همراه با تلفيقى از آواز موسيقى ايرانى و چند تصنيف كردى اجرا شد. * به عنوان سؤال آخر از فعاليت هاى ضبطى و آلبوم هاى در دست انتشارتان بفرماييد. اين اواخر چندين آلبوم موسيقى سنتى و ملى ايران و موسيقى كردى به آهنگسازى و تنظيم دوستانى همچون ارژنگ سيفى زاده، جلال عنايت زاده، امين سالمى و روزبه چايچى منتشر گرديد كه نوازندگى دف و سازهاى كوبه اى آنها را به عهده داشتم همچنين اخيراً چندين آلبوم و مجموعه ديگر موسيقى سنتى و فولكلور و تلفيقى با تنظيم و آهنگسازى آريا عظيمى نژاد، هومن مهدويان، راشد بابا شهابى و ارژنگ سيفى زاده ضبط و آماده كرديم كه بزودى منتشر خواهد شد. كيوان حبيبى
دوشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۷ - روزنامه ايران
کرد نیوز kurdnews.ir |
به بهانه اجرای سه روزه موسیقی گروه دیلان در پاوه
شب ، صدا ، کوهستان
سعدالله نصیری بعد از مدت ها موفق به اجرای کنسرت در شهر مورد علاقه اش شد .
![]() |
روزهای واپسین تیرماه ، شهر پاوه میزبان گروه موسیقی دیلان به سرپرستی و خوانندگی سعدالله نصیری بود .
شب های 25، 26 و 27 تیر، از ساعت 22 تا حدود 24 شامگاه ، گروه پنج نفره دیلان ، با انتخاب قطعاتی جدید و برخی از قطعات آشنا در سالن آمفی تئاتر امام خمینی پاوه به اجرای برنامه پرداختند .
تشویق پیاپی تماشاگران برنامه و درخواست های مکرر برای اجرای برخی مقام ها گروه و به ویژه نصیری سرپرست گروه راوا میداشت تا حتی گاهی علی رغم وجود تمرین ، قطعات درخواستی را اجرا کند و بدین ترتیب زمان پایان برنامه در تمامی سه شب ، از موعد مقرر تجاوز کند . گرچه به دلیل ضعف و ناکارامدی اطلاع رسانی و تبلیغات مراسم میزان استقبال از آن در حدی که انتظار می رفت نبود اما شوق تماشاگران حاضر و همچنین توانمندی و آماده گی گروه و خرسندی و شور سعدالله نصیری از اجرای برنامه در شهر مورد علاقه اش ، پاوه ، فضای کنسرت را از صمیمیت و شادابی خاصی برخوردار می ساخت .
![]() |
مسوولیت برگزاری کنسرت را مدیرموسسه دریا فیلم پاوه ، آقای تیفور حاتمی با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بر عهده داشت .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وبلاگ فوق از گروه دیلان بویژه سرپرست و خواننده گروه آقای سعدالله نصیری برای اجرای کنسرت زیبایشان در پاوه تشکر و قدر دانی می نماید و برای گروه آرزوی موفقیت را دارد .
همچنین از همه کسانی که برای برگزاری این کنسرت تلاش کرده اند بویژه از مدیر موسسه دریافیلم پاوه کمال تشکر را دارد .

آلبوم جدید
شاهو حسینی
با نام ( پائیز )
روانه بازار شد.
موسیقی : شهرام یاری
مونتاژ : تیفور حاتمی
کارگردان : محی الدین صالحی
وبلاگ فوق از همه عزیزانی که برای این اثر تلاش نموده اند تشکر و قدردانی می نماید .
امیدواریم در آینده ای نزدیک شاهد اثرهای زیباتری از این خواننده پاوه ای و دیگر خوانندگان شهرمان باشیم .
نگاهي به موسيقي اورامان
مهاباد 58 - 6/5/2007
و درآمدي بر ترانه باستاني سياه چمانه يحيي صمدي
بدون شك بايد قبول كرد سخن گفتن در مورد پيشينه فرهنگي هر ملتي بدون در نظر گرفتن اساس ادبيات عاميانه آن ملت امكان پذير نيست. و اين فرهنگ فولكلوريك آن ملت است كه راه را براي شناسايي ساير اجزا فرهنگي همواره ميكند. ادبيات شفاهي، فولكلوريك است كه ما را همچو راهنمايي مطمئن به اعماق فرهنگ، تاريخ ادبيات، تمدن و... هر قوم و ملتي سوق ميدهد.
فولكلور عبارت است از: مجموعه عقايد و افسانه ها و آداب و رسوم توده مردم، نمايشنامه ها، ترانه هاي سنتي و محلي و... آثار فولكلوريك هر قوم و ملتي آيينه روشني است كه چهره حقيقي و عناصر زندگي مردم را مينماياند.
ماكسيم گورگي ميگويد:« فولكلور پايه و اساس ادبيات و پشتوانه عظيمي است براي شاعران و نويسندگان و اضافه ميكند. اگر ما شناخت درستي از گذشته داشته باشيم آينده اي درخشان خواهيم داشت.»
بعضي از عناصر موسيقي ما بخشي از فولكلور را تشكيل ميدهند چرا كه موسيقي كردي، موسيقي بسيار وسيع و پر قدرتي است كه ميتوان آن را يك موسيقي مدرن معرفي كرد، اين موسيقي بر چهار نوع تقسيم ميشود؛ نوع اول: موسيقي محلي است كه هر سال يكي از ترانه هايش گل ميكند و بيشتر خوانندگان آن هم از شهرها سر بر ميآورند و نوع دوم آن: موسيقي فولكلوريك است كه همراه با مراسم خاص اجرا ميشود و نوع سوم: موسيقي بيت خواني است و بيت يك قسم ادبيات گونه مكري است و عبارت است از سلسله منظومه هاي حماسي شورانگيز عاميانه كردي كه به صورت نظم و نثر نوشته شده و بيت خواني تقريباً مانند شاهنامه خواني است و چون اپرا در آن كلام كمتري به كار ميرود و حالت آوازي آن بيشتر است و نوع چهارم: ترانه سياه چمانه يا آهنگ عشقي و غمناك نوع ديگر اين موسيقي است كه از صداهاي مختلف خواننده استفاده ميكنند و «صداي گلو» و «صداي سر» و در عين حال هر سه صداي مختلف را در آن ملودي به كار ميبرند و اين باعث شگفت است، چرا كه حتي خواننده هاي اپرا هم نميتوانند همانند خواننده هاي كردي از هر سه صدا استفاده كنند.
در كردستان نمونه هاي گوناگوني از موسيقي محلي وجود دارد كه هر كدام بنا به كيفيات جغرافيايي و قومي و مختصات گوناگوني دارند و اين گونه موسيقي وابسته به عصر باستان است؛ زيرا كردستان به علت كوه هاي بلند و صعب العبور و دره هاي عميق محفوظ مانده است و ا ز تاثيرپذيري عوامل بيگانه جلوگيري شده است و هنوز در زبان كردي اشعار و ترانه هايي وجود دارد كه در ستايش آشوزرتشت و آتشكده هاي كردستان است و من بر آن شدم ( جدا از توصيف فوق در مورد موسيقي كردي) گوشه اي از دنياي پهناور يكي از موسيقي هاي باستاني اورامان، ترانه سياه چمانه را بازگو نمايم.
اورامان منطقه اي كوهستاني است كه از طرف شرق به شهر سنندج و از جانب غرب به ناحيه شهرزور در كردستان عراق و از شمال به شهر مريوان و از جانب شرق به جوانرود محدود است. اورمان به دو ناحيه كلي تقسيم ميشود. اورامان لهون كه بر دامنه غربي كوه شاهو در رشته كوه هاي زاگرس واقع شده است و اورامان تخت به ناحيه ژاورود كه دامنه شرقي كوه شاهو را در برميگيرد. به عبارتي كوه شاهو، اورامان را به دو ناحيه لهون و اورامان تخت تقسيم ميكند.
شهرستان پاوه و بخش هاي نوسود، روستاي كيمنه در استان كرمانشاه متعلق به اورامان لهون و روستاهاي اورامان تخت، دزلي، بندول، اسپريز و.. در ناحيه اورامان تخت هستند. بخش شرق ناحيه اورامان تخت كه به شهر سنندج منتهي ميگردد، ژاورود ناميده ميشود.
اورامان تخت و ژاورود در استان كردستان قرار دارند. بخشي از اورامان لهون در خاك عراق واقع شده است كه شمال، حلبچه، ته ويله و بياره در ناحيه شهرزور ميشوند. در حدود 5/4 خاك اورامان در ايران واقع است.
اورامان سرزميني باستاني، داراي فرهنگي غني، هنري پربار و... ميباشد قسمتي از اين هنر و تمدن باستاني موسيقي است. مهمترين سند درباره موسيقي اورامان كتاب المعجم في معايير اشعار العجم تاليف شمس قيس رازي ( سده هفتم هجري) است كه ميگويد: خوشترين اوزن فهلوياتست كه ملحونات آن را اورامنان ميخوانند.
اهل دانش ملحونات اين وزنه را ترانه نام كردند و شعر مجرد آن را دو بيني خوانند. طبق گفته قتيس رازي فهلويات يعني اشعاري را كه با آواز خوانده ميشده است لحن اورامن، يا اورامنان گفته اند.
عناوين متفاوت آوازها در دو منطقه كردستان، مفاهيم سياه چمانه ده ره يي، گوشي، چهپله، به زم، اختصاص به موسيقي اورامان را دارند. موسيقي اورامان مطلقاً آوازي است، برعكس در ديگر مناطق، اجراي ساز ضربي يا ملوديك در همراهي با آواز و يا اجراي سازي به تنهايي و بدون آواز رايج است. ملودهاي رايج در موسيقي اورامان هر يك به مراسم و شرايط مختلف نشان ميدهد گوياي مدرن بودن موسيقي اورامان نيز ميباشد اين مفاهيم بدين قرارند. سياه چمانه ده ره يي (ده ره يانه) شيخانه، گوشي.
آوازهاي مراسم عروسي در اورامان عبارتند از 1ـ ياران ياران 2ـ گه ران 3ـ چه پله، اما سياه چمانه مهمترين آواز در موسيقي اورامان است.
اين آواز در نزد مردم اورامان جايگاه والايي دارد و آن را از كهنترين ميراث فرهنگي خويش محسوب مي نمايند.
سياه چمانه اين نواي معروف ملي و سنتي كرد كه مخصوص اورامانات است در ريتم به شيوه هوره مي باشد و خود اورامان نام آهنگي باستاني است ساخته باربد آهنگ ساز مشهور دوره ايران باستان.
سياه چمانه كه 3740 سال پيش براي ستايش و راز و نياز با زرتشت پيامبر، تولد و جان گرفته است. بعد از 2320 بار خواندن و زنده كردن در زير بادي سياه گم شده است.
سياه چمانه مثل ديگر فرمها از اشعاري فولكلوريك مايه ميگيرد. ولي بر خلاف حيران و لاوك مفاهيمي كوتاه و مقطع دارند. هر بيت شعر مستقلاً مفهوم واحدي دارد. از ويژگيهاي سياه چمانه كشش صدا و تراكم امواج صوتي در حنجره و امتداد آن است كه ميتوان آن را نشانه روح استقامت و پايداري و تداوم در برابر جلوه هاي سخت زندگي در كوهستان زيباي منطقه دانست.
موسيقي اورامان با ملودي هاي افسرده و اشعار حزينش راز هزاران سال اندوه را درون خود دارد. رازي كه از دياري كهن، سرزميني باستاني به نام اورامان و ملتي رنجديده و زحمتكش به نام اورامي (هه ورامي) سخن مي گويد سياه چمانه اورامان را بايد همانند تاريخ قديمي و باستاني و ريشه فرهنگ و هنر غني كرد نگاه كرد. ريشه و تمدني چهار هزار ساله كه ميتواند هنر باستاني و غني كرد را به تمام جهان بنماياند و هنر اين ملت را بر حال و آينده نشان بدهد.
سياه چمانه كه توسط «يوسف ياسكه» گرد و غبار مانده بر وري آن پاك شده و همانند يك گوشواره طلايي بر گوش تاريخ كرد آويز شده است. اين پيشينه موسيقاي اهورايي بعد از «يوسف ياسكه» تنها «عثمان اورامي» است كه آن را مجدداً زنده كرده و همانند يك باغبان از اين باغ رنگين محافظت كرده و ميوه هاي شيرين از آن چيده است.
سياه چه مانه تركيب دو واژه «سياو» و « چه م» و پسوند «انه» است. سياو به همان معناي «سياه» در زبان فارسي مي باشد و «چه م» معناهاي گوناگوني همچون چشم، رودخانه، بيشه كنار رودخانه، خه م و خميده دارد. اگر پاره دوم واژه سياوچه مانه را «چه مان »+ «ه» نسبت در نظر بگيريم «خم شدن» معنا مي دهد. بنابراين عنوان اين آوا مي توان سياه چشم، رودخانه سياه و يا خم شدن سياه (خميده ناشي از غم و اندوه) معني كرد. رابطه آن با آواز به درستي معلوم نيست. مضمون متن سياه چمانه را معمولاً وصف طبيعت و غم هجران و فراق تشكيل ميدهد. سياه چمانه داراي متر آزاد است.
امروز در مراسم خاص اجرا نمي شود مي تواند در شرايط گوناگون اجرا گردد. در مورد واژه سياو چه مانه و خاستگاه آن نظرات متفاوتي ارائه شده است.
از جمله سياه چمانه را «جامه سياه» معني كرده اند يعني پاره دوم آن را «جه مان + ه نسبت» فرض كرده اند و همان معناي «جامه» در زبان فارسي را از آن استنباط كرده اند.
يكي از خوانندگان اين نوا وجه تسميه سياه چمانه را به اين آواز چنين نقل كرده است كه آن چنان كه روايت شده است. سياه چمانه را اولين بار در حضور پير شاليار ( كه به روايتي از مغان زرتشتي بوده) اجرا شده است. وي در هنگام اجرا احتمالاً جامه سياه به تن داشته و يا دستار وي سياه رنگ بوده است. همچنين آن را آوازي در وصف سياه چشمان دانسته اند؛ زيرا معني سياه چشم نيز مي دهد. احتمالاً سياه چمانه را بتوان به معناي خم شدن، چنبر زدن به دليل سوگواري معنا كرد. همچنان كه مراسم «چه مه ر» چنين مفهومي را دارا است. در لرستان مراسمي به نام چه مه ر برگزار مي شود كه مراسم آئيني سوگواري است ملودي كه با دهل و سرنا در اين مراسم نواخته مي شود «چه مه رانه» يا « چه مه ريانه» ناميده مي شود.
همجواري دو منطقه لرستان و اورامان و تشابه عنوان سياوچه مانه و چه مه ر در تكرار واژه چه م در هر دو با توجه با آنچه گفته شد احتمالاً ارتباط آنها را به هم قوت مي بخشد.
با توجه به لحن اندوهگين و خصوصيات ملودي آواز سياوچه مانه و تقدس احترام آن در نزد مردم اورامان اين آواز را احتمالاً مرتبط با مراسم آئيني، مذهبي ميكند كه به تدريج فراموش شده است.
در حال حاضر سياه چمانه انواع زياد دارد و به انواع مختلف هم خوانده ميشود به عنوان مثال سياه چمانه عروس آوردن كه به نام باده باده مي باشد. و آوازي مخصوص به خود دارد.
سياه چمانه عروسي (شادي) كه يك نوع تير و آواز است و به آن گفته ميشود به زم و گيلاي كه آوازش نوعي خواندن مردمي است، براي به استقبال رفتن و شروع كردن شادي و عروسي.
سياه چمانه چه مه ريي و شيون و زاري، كه اين نوع آوازي بخصوص دارد و مردم را براي شيون و زاري كردن دعوت مي كند (قورپيوان)
نوعي ديگر از سياه چمانه، سياه چمانه سحريست، كه اين نوع هم آوازي بخصوص دارد و مردم را از خواب بيدار مي كند و آگاه كردن و خبردار كردن مردم و دعوت كردن آنها براي كار و تلاش، روزكاري تازه در يك زندگي تازه.
سياه چمانه شيخانه، اين هم نوعي آواز دارد براي مجالس عرفاني، سياه چمانه آمدن بهار از انواعي ديگر مانند سياه چمانه مرثيه خواندن، سياه چمانه شروع كردن جنگ، سياه چمانه خورشيدگرفتگي و ماه گرفتگي و...
از خوانندگان مشهور اين نوا «عثمان اورامي» است كه متاسفانه اكنون خاموش است و سالهاست مردم در اورامانات در آرزوي شنيدن صدايش در رنج هستند و از ديگر خوانندگان اين نواي باستاني مي توان به 1ـ محمدحسين كيمنه يي 2ـ جميل نوسودي 3ـ فتح الله اميني 4ـ عمر باينگاني و... اشاره كرد.
آري سياه چمانه خود از رنج و درد ملتي سخن مي گويد، از مردمي و سرزميني كه داراي تمدني با ارزش و تاريخي، فرهنگي غني و آداب و رسومي ويژه و زيبا وصف ناشدني دارند. سياه چمانه اورامان خود گوياي حقيقتي است كه ميخواهند آن را ناديده بگيرند؛ اما با وجود هزاران سال نه سياه چمانه، بلكه خود اورامان نيز زنده است و با تمدنش پايدار مانده و خواهد ماند و ما هر چه از اورامان، از تمدنش، از موسيقيش و از داشتهاي آن بگوييم، كم گفته ايم و هر چه از اورامان و موسيقي بگوييم و بنويسيم، همچون نگرش يك دلداده به دلدار است و چنين گفتاري را پايان پذير نيست.
منابع:
1ـ مصذووي مؤسيقاي كوردي،محةممةد حةمةباقي.
2ـ تاريخ موسيقي كردي ، دكتر صديق صفي زاده.
3ـ كتاب اورامان، عباس كمندي.
4ـ پژوهشي درباره ترانه هاي كوردي، فاروي صفي زاده.
5ـ طؤظاري أامان، شماره 44 و 45.
6ـ فصلنامه فرهنگ كردستان.
7ـ فصلنامه زريبار. سهرچاوه : گۆڤاری مههاباد
( سوز عشق )
خواننده : شعیب خالدی زاد تنظیم : عبدالرضا تنهایی
![]() |
یاهو
سوز عشق باز خوانی و باز آفرینی خاطره هایی است که در دل دارم پژواک نواهایی که در ایام کودکی و نوجوانی در تکیه پاوه با هم سن و سالهای خود با کمال شور و شوق به دور از قیدو بندهای زمانه سر می دادیم .
ملودی های اصلی این مجموعه بجز آهنگ (مزگانی ) که متعلق به استاد علی مردان و آهنگ ( قهقهه می ) که از نغمات فولکلور کردستان می باشد بقیه از ملودی های مراسمات تکیه پاوه انتخاب شده اند که اینجانب در آهنگهای ( دلبرا ) و ( گیجاوی غم ) تغییراتی ایجاد نموده ام که امید است مقبول افتد .
درپایان لازم می دانم از حمایتهای همه جانبه و بی دریغ مالی آقای همایون سعدالهی که به واقع کلید شروع این اثر بدست ایشان زده شد تشکر و قدردانی نمایم ، همچنین از زحمات استاد بزرگوار عبدالرضا تنهایی به خاطر تنظیم این آلبوم ، گروه نوازندگان و دوست عزیزم آقای پیمان حسن زاده بابت هماهنگ کردن امورات این اثر و تمام کسانی که در این راه ما را یاری نموده اند بی نهایت سپاسگزارم. شعیب خالدی زاد

نوازندگان این اثر :
1 - عبدالرضا تنهایی : سنتور ، عود ، تار ، سه تار ، تنبک ، ویولن و سازهای الکترونیک
2 - محسن نهایی : نی
3 – سید شهریار شهابی : کمانچه
4 – عارف روستایی : کمانچه و دیوان
5 – پیمان حسن زاده : سنتور باس
6 – شعیب خالدی زاد : دف
وبلاگ فوق از همه عزیزانی که برای این اثر تلاش نموده اند تشکر و قدردانی می نماید .
امیدواریم در آینده ای نزدیک شاهد اثرهای زیباتری از این خواننده محبوب و جوان پاوه ای و دیگر خوانندگان شهرمان باشیم .
این آلبوم ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ به بازارعرضه شد .
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست
![]()
*** نقد و بررسي آهنگ هاي هورامان
کاری از رضا خورشیدی زاد

مقاله ارایه شده به همایش بررسی آواها ونغمه های هورامان در۳۰ آبان ماه در شهر پاوه
به نام خدا
اینجانب رضاخورشیدی زادمتولدسال 1334 ساکن ومتولدپاوه شغل معلم ومدت 29سال دراین شغل مقدس انجام وظیفه مینمایم . ازبدوشروع تحصیلاتم علاقه وافری به هنرنقاشی –خطاطی وموسیقی داشتم خصوصا" آوازهاونغمه های هورامان که همین علاقه فراوان باعث رکود در تحصیلاتم شدوسه بار در دوران تحصیلم مردود شده ام ولی بااین وصف چون صدای نسبتا" خوبی داشتم ومیتوانستم آوازهای هورامی رابخوانم ازتعقیب کارهنری دست نکشیدم وخلوت خودرا بایک سیاچمانه پرمیکردم وعجیب این است که هرکسی صدای آوازخودش مسکنی برالام ودردهایش است .آواها وموسیقی حاشیه طلایی ابرسیاه زندگی است.یک شوق مرموز وتکان دهنده ویک هیجان مبهم ویک مستی رویاانگیز در آواهاوآهنگهای موسیقی هست که قدری ازدردهای زندگی را میکاهد . موسیقی پرتوی درخشان ازجهان هستی است که به تیرگیهای این جهان روشنایی میبخشد.درآوارگی های بی پایان صدا مایک نوع لذت مخصوصی درک میکنیم زیرا دراین آوارگیهای ماشریک وهمدردی برای زندگی پرآوازی خود میابیم آواهاوموسیقی اعماق مارامرتعش میکند وشب تیره زندگی راروشن میکند ووقتیکه ناملایمات زندگی مانند جغد برسرویرانه های غم نشسته وبه ناله سرمیدهد این آواز و موسیقی است که به نرمی ودلنوازی نسیم ما رانوازش میکند وبرای ما دنیایی زیبا وپرازنیکی وصفا می آفریند.نواهای دلنشین هرروحی را نوازش میکند .وقتی صدای موزون وقطعه موسیقی را میشنوی انگار گم شده ای را یافته ای .
پيشگفتار :
1- بعضي از واژگان هورامي معادل فارسي ندارند وهورامي تلفظ ميشوند مانند هورپرکه 2- نمي توانيم واژه رقص را براي هورپرکه به کار ببريم بعضي از هورپرکه ها رزمي هستند 3- مي بايست مقاله را به زبان هورامي مي خواندم ولي در نوشتن هورامي مشکل دارم 4- دست به گوش گذاشتن هنگام آواز خواندن چه دليلي دارد ؟1- مانند تنظيم ولوم در وسايل صوتي وتصويري والکتريکي است که صداي خواننده توسط خودش تنظيم مي شود 2- صداي خواننده گوش خواننده را آزار نمي دهد واز جهتي ديگر خواننده قرينه اي از صداي خود را ميشنود که اگر نقصي داشته باشد آن را جبران مي کند 3- صدايي که خواننده از آواز خود ميشنود قرينه کوچکي است مانند تصوير آيينه محدب که قرينه وکوچک است .
تا نگردي آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
بقیه مقاله در ادامه مطلب . . .
ادامه مطلب
سیاچمانه هورامی

اثری از سیروس عزیزی ـ پاوه *
*******************
مقاله ارایه شده به همایش بررسی آواها ونغمه های هورامان در ۳۰ آبان ماه در شهر پاوه
هورامان منطقه افسانهاي و بكر در كردستان و غرب ايران با لهجه قديمي و شيرين آن كه اوستا و گاتاهاي زرتشت و نغمههاي باربد، نكيسا، رامتين وبامشاد زمان ساسانيان و ايران باستان را به خاطر ميآورد و فرزند آن نغمههاي ماندگار ديروز سياچمانه يا سياوچمانه ، مادر آوازهاي امروز هورامي ميباشد همانند خوني كه در رگ و پي هر هورامي زبان جاري و با جان و روح هورامانيان مأنوس و دلنواز است از نوزادي كه در گهواره با لاي لاي مادر به خواب ميرود تا شبان كهنسال در كوهستانهاي هورامان در كنار رمههاي خود همه و همه عاشق اين نغمه جاوداني و محلي هستند. موسيقي محلي نزد برخي از اقوام ايراني از جمله اورامانيان چنان با خلق و خو و آداب و سنن آنها عجين شده كه ميتواند دريچهاي بر مطالعات قوم شناسي آنها تلقي شود. اين تجلي زندگي در ملوديهاي محلي چنان است كه گاه لحن و نام مقامهاي اجرا شده رنگ و بوي زندگي اين قوم را به خود ميگيرد.
موسيقي كردستان و بخصوص اورامان در اين ميان چنان غني است كه بواسطه تنوع آن موسيقي سنتي ايران را نيز تحت شعاع خود قرار دادهو نغمه جاودان محلي يعني سياچمانه جزئي از موسيقي فولكلور و فرهنگ اورامان ميباشد و بدون شك بايد قبول كرد كه سخن گفتن در مورد پيشينه فرهنگي هر ملتي بدون در نظر گرفتن اساس ادبيات عاميانه آن ملت امكانپذير نيست و اين فرهنگ فولكلوريك آن ملت است كه راه را براي شناسايي ساير اجزاي فرهنگي هموار ميكند ادبيات شفاهي فولكلوريك است كه ما را همچون راهنمايي مطمئن به اعماق فرهنگ، تاريخ، ادبيات و تمدن هر قوم و ملتي سوق ميدهد. فولكلور عبارت است از مجموعه عقايد و افسانهها و آداب و رسوم تودهي مردم، نمايشنامهها، ترانههاي محلي و آثار فولكلوريك هر قوم و ملتي آيينه روشني است كه چهره حقيقي و عناصر زندگي مردم را مينماياند. نوسينده بزرگ روسي ماكسيم گورگي ميگويد: فولكلور پايه و اساس ادبيات و پشتوانه عظيمي است براي شاعران و نويسندگان واگر ما شناخت درستي از گذشته داشته باشيم، آينده درخشان خواهيم داشت. بعضي از عناصر موسيقي ما بخشي از فولكلور را تشكيل ميدهند چرا كه موسيقي كردي و بخصوص هورامي بسيار وسيع و پر قدرت بوده و ميتوان آن را يك موسيقي مدرن معرفي كرد و سياچمانه سرآمد و مهمترين اين موسيقيها و ترانه هاست. در هورامان نمونههاي گوناگوني از موسيقي محلي وجود دارند كه هر كدام بنا به شرايط جغرافيايي و قومي شكل و مختصات گوناگوني دارند و اين گونه موسيقي وابسته به عصر باستان است. زيرا هورامان به علت كوهاي بلند و صعبالعبور و درههاي عميق محفوظ مانده است و از تأثيرپذيري عوامل بيگانه جلوگيري شده است.
شاعر شهير كرد قانع در اين مورد به هوارمان ميفرمايد:
|
شاخي هةوَرامان هةرضةند رةنجةرِؤم |
|
زوَر ضاك بزانة كة مةمنوني تؤم |
|
ضونكـــــــة ثـــــاراســتت تؤ ئةم زمانة |
|
تيَكةلَت نةكرد لةطةلَ بيَــــــــطانة
بقیه مقاله در ادامه مطلب |
ادامه مطلب
موسیقی اورامی ، همچون دیگر جلوه های دیگر فرهنگ و هنر اورامان از تاثیر موسیقی فرهنگ های دیگر بركنار مانده و همچنان اصالت خویش را حفظ نموده است . این موسیقی های فولكلوریك دارای جمله هایی ساده ، با وسعت صوتی محدود به یك دانگ (تترآكورد ) و فرمی ترجیع بندی است كه در اصطلاح موسیقی استروفیك ( چندین بند شعر كه آنرا با یك ملودی واحد و مشخص می خوانند ) نامیده می شود . بیشتر ترانه های اورامی بصورت تبادل دو گروه خواننده یا تبادل خواننده و گروه -همراه با كف زدن - خوانده می شود موارد اجرای ناآگاهانه چند صدایی نیز در این موسیقی دیده می شود بدین گونه كه پیش از پایان یافتن بند اول ، گروه یا خواننده دیگر بند بعدی را از نت دیگری آغاز می كند و در نتیجه چند لحظه ای دو صوت بطور همزمان در فواصل مختلف اجرا می گردد .موسیقی اورامان را می توان بدو گروه چپله و گوشی تقسیم كرد .
- 1. چپله : آهنگ هایی را شامل می شود كه ریتمی مشخص دارند و همراه با كف زدن اجرا می شود
- 2. گوشی : این نوع ملودی های آواز مانندی را در بر می گیرد كه ریتم منظم ندارند و اغلب به صورت آزاد اجرا می شوند و خوانندگان بهنگام اجرای موسیقی یك یا دو دست خود را روی گوش می گذارند تا تمركز بیشتری بیابند . از جمله های این موسیقی می توان به سیاچمانه ، شیخانه ، مناجات و حالیات اشاره كرد
- 3. استاد سیاچمانه در دوره معاصر و اخیر استاد عثمان كیمنه ای است كه مشهور عام و خاص مردم اورامان و حتی كردستان است و با صدایی گرم و رسای خود در حفظ و توسعه این موسیقی فولكلور نقشی اساسی ایفا كرده است .
-
استاد بزرگ موسیقی هورامیعثمان هورامی -
سیـاچـمانه
« "سیاچمانه" به معنی سیه چشمان است ، فرح بخش است و مضمون عشقی دارد . با بکار گیری همزمان صدای گلو ، سینه و حرکات سر به وجود می آید . »
دکتر صدیق صفی زاده در کتاب " تاریخ موسیقی کردی " با بیان مطلب فوق خاطر نشان می کند که : سیاچمانه یکی از مقام های سی گانه موسیقی کردی است که از لحاظ محتوایی مضنون عشقی آن بر محتوای مجلسی و مذهیی اش ارجحیت دارد . زبان شعر سیاچمانه اورامی است که از پنج بخش زبان کردی {کرمانجی شمالی و جنوبی ( که بادینانی ، سورانی و اردلانی از آن جمله اند ) ، گورانی ، لکی و لری } بخش گوران را شامل می شود . گوران در بین ساکنین اورامانات رایج است که گستره آن در استان های کردستان ، کرمانشاه و همچنین کردستان عراق است .سیاچمانه همانند بیشتر مقام های کردی از گوشه های دستگاه شور در موسیقی است . نزدیکترین مقام به سیاچمانه ، "هوره " است که آن هم مختص اورامانات است . البته در تقسیم بندی ها ، سیاچمانه را زیر شاخه هوره خوانده اند ولی آن از لحاظ محتوایی در زمره مقام های مجلسی است و مضامین آن بیشتر مذهبی بوده و در تاریخ زرتشت به آن بسیار اشاره شده است .
عثمان خالدی که عموم مردم کردنشین بنام " عثمان کیمنه ای" میشناسند از جمله استادان مسلم این هنر بود .
-
گرد آوری : یاسر خالدی زاد Paveh_a2000@yahoo.com
منتظرش هستیم ، بی تابانه ایستاده ایم تا مگر کلاس صدا سازی اش تمام شود .اما پیش از او عکس ها و پوسترهای آرمیده بر دیوار به پیشبازمان می آیند ؛ عکس هایی که یادگار سال ها حضور او در عرصه موسیقی ملی ایرانی و کردی است . نخستین دیدار همیشه آکنده از حرف های ناگفته ای است ، حرف هایی از جنس شوق و شعف . . .
در کنار دست استاد آموختن از نقطه های عطف زندگی ما بود که توانسته بودیم رضایت خاطرش را برای حضور در کلاس هایش بدست بیاوریم .
سعی کردیم تا جلسه های کلاس را محدود به آنچه رسماً می گذرد نکنیم ، بلکه می خواستیم تا حرف های دلش را ــ حرف هایی که هر استادی دوست دارد شاگردش از او بپرسد ــ جویا شویم . مصاحبه زیر حاصل همین گفت و شنود هاست ، که در دو قسمت تنظیم شده است ؛ قسمت اول را در این پُِست می خوانید و بخش دوم را که در مورد موسیقی عرفانی ــ تخصص استاد ــ است ، در پُست آینده خواهید خواند.
مصاحبه با استاد محمد جلیل عندلیبی نوازنده و آهنگ ساز
کاری از پیمان حسن زاده و شعیب خالدی زاد

بقیه ی مصاحبه در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب
هنر موسیقی ؛
بر سر دو راهی تعالی یا ابتذال !
اين شماهستيد كه بايد انتخاب كنيد تقليد را از نوآوري ، هنري را از غير هنري ، رسيده را از نارس ، اخلاقي را از غير اخلاقي .
امروز در كردستان با موسيقي ديجيتالي بسيار ضعيف ونازلي روبه رو هستيم به طوري كه خانه هر كردي را اشباع كرده است . كجا را سراغ داريد كه اين چنين موسيقي بي بنيه ، بي لطف و مخاطب نا آگاه داشته باشد.
عدم نو آوري وجهل يك هنرمند ( به اصطلاح هنرمند ) باعث سرگشتگي موسيقي واز همه مهمتر مخاطب شيفته مي شود. عمده ي افرادي كه وارد اين رشته ي بسيار ظريف از هنر شده اند مخصوصاً در شهرهاي كردنشين يا افرادي هستند كه براي اينكه سروگردني از ديگران بالاباشند ، فعاليت مي كنند يا به صرف درآمد است كه در مراسمات رسمي وخانوادگي مختلف پابه اين عرصه ي خطير گذاشته اند. بقیه در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب






